خرید بک لینک
فکر کنم آخرین نفری بودم که ماتریکس رو دیدم و پروندش رو بستم امروز... اون خانوم پیشگو حرف قشنگی زد، گفت: برگزیده بودن مثل عاشق بودنه، هیچکس نمی تونه بفهمه تو چه احساسی داری اما خودت در اعماق وجودت با خون و گوشت و استخوانت احساسش می کنی!...

برچسب: ماتریکس,ماتریکس گیم,ماتریکس 2,ماتریکس msi,ماتریکس در ریاضی,ماتریکس 4,ماتریکس 1,ماتریکس دوبله,ماتریکس شیراز, نویسنده: سارا اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 1:12

دلتنگی میکشه، دلتنگی یه جور بیماریه، یه نوع سرطانه...! هی ریشه میکنه و بیشتر و بیشتر تا همه جا...
ومتاسفانه واگیر هم نداره، ای کاش داشت، دل تنگی اگه واگیر داشت انقدر میبوسیدمت که مبتلا بشی که نتونی ازم دور بمونی، که ریشه کنم تو اعماق وجودت، که نتونی ازم دور بمونی...

برچسب: نویسنده: سارا اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 16:11

فقر دوندگی گرسنگی بیکاری بیماری درد بیمارستان تیمارستان معلولیت قرص اعصاب قرص خواب آور تصادف سرطان زلزله سیل جنگ سیاست بمب اتم تبعیض نژادی قرون وسطی برده داری مذهب خرافات ترس تنهایی نارفیقی خاطره های کشنده شکست عشقی ضربه ی روحی نفهمیده شدن دیدن مرگ خانواده و عزیزان دلتنگی دلگیری دلسردی دروغ دزدی دورویی روز مرگی غروب های تکراری آدم های روانی عقده کینه انتقام شک ازدواج های ناموفق حاملگی های ناخواسته سقط جنین توی زیرزمین های نم کشیده اعتیاد اعدام زندان خیانت خون شکنجه تجاوز کودک آزاری دادگاه های بی عدلی پیری خانه ی سالمندان افسردگی خود کشی خود فادامه مطلب

برچسب: دنیا جهانبخت,دنیای اقتصاد,دنیا غزل,دنیای سوفی,دنیای انیمه,دنیای خودرو,دنیای اسرار آمیز,دنیای بازی,دنیای این روزای من,دنیای مجازی, نویسنده: سارا اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 16:10

شنبه ها سفید اند
یکشنبه ها کرم
دوشنبه ها زرد
سه شنبه ها نارنجی
چهارشنبه ها آبی پررنگ
پنجشنبه ها آبی کمرنگ
جمعه ها سیاه

برچسب: تعداد کشته های جمعه سیاه, نویسنده: سارا اکبری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 10:40

یه روزایی هم هست که همش احساس میکنی زشتی! آرایش کنی زشت میشی پاک کنی زشتتر، موهاتو میبافی مثل عقب مونده ها میشی باز میکنی مثل دیونه ها! حالا عنوان و متن این پست چه ربطی به هم دارن خودمم نمیدونم!

برچسب: تنها دو درصد توان حل,تنها دو درصد,تنها دو درصد توان حل معما,معمای تنها دو درصد, نویسنده: سارا اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 13:56

چرا من باید تو شهری زندگی کنم که فقط یه ماه از پاییزرو میتونم ببینم؟! نه واقعا چرا؟ من مثل بعضی از خوش خیالا بادیدن برف ذوق زده نمیشم من پاییز میخوام من بارون و هوای ابری و با اون درختای با برگهای نیمه سبزو نیمه زرد رو میخوام من از زمستون به جز سرمایی که داره رو هیچی نمیفهمم من توی برف فقط اونایی رو میبینم که دارن یه جاهایی توی شهرو روستاهای سردتر یخ میزنن و میمیرن و کسی نمیفهمه، من توی برف مسافرایی رو میبینم که وسط جاده های بسته گیر کردن و دارن به زمین و زمان و هرچی برفه فحش میدن و نه راه پیش دارن و نه راه پس، اونایی که مریض میشن، اونایی که لیز میخورن دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 4:39

اگه قرار بود برگردم به گذشته اولین کاری که میکردم به جای فیزیک هنر و ادبیات میخوندم آخه کدوم بدبخت 14_15 ساله ای میتونه بفهمه کدوم رشته رو دوست داره اگه شاعر میشدم شاید از برف به جز سرما چیز زیادتری میفهمیدم... اما بدون شاعربودن هم دوست داشتم دستمو میذاشتم تو دستت توی جیب پالتوت و روی برف قدم زنان میرفتیم میرسیدیم به یه کافه پشت میز کنار شیشه که بیرون دیده میشد میشستیم و قهوه میخوردیم و اینطوری شاید نظرم نسبت به زمستون یکم عوض میشد اما تو که هیچوقت زمستونا نبودی... من برف دوست ندارم و با اینکه تو برف دوست داری نمیدونم چه غلطی بکنم؟! پ.ن: اصلا میدونی چیه؟ الادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 4:38

پله هارو یکی دوتا میرم بالا میرسم به پشت بوم یه نگا به پایین میندازم سرم گیج میخوره،پشیمون میشم و از فرط پشیمونی نرده های کنار پله هارو سر میخورم میرم پایین،خودکشی دلیل میخواد که من دارم،مثلا این درسهای تلنبار شده ی روی هم یا این دروغی که پهن شده روی زندگیم و هرلحظه حس بدبخترین و منزجرترین ادمو بهم میده یا اینکه من هیچ جایی تو زندگی تو ندارم و درعین حال نمیخوام تو زندگی کس دیگه اییم باشم..حالا اینم بماند که مامانم عین نوار ضبط شده شب و روز غر میزنه و میخواد سربه تنم نباشه!به کنار که زندگیم به قدری بی معنی و تکراری شده که هر ثانیش احساس پوچی میکنم...اما ادامه مطلب

برچسب: دلایل موجه برای طلاق,دلایل موجه برای سزارین, نویسنده: سارا اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 2:57

دلتنگ بوده اید تابه حال تاسر حد دیوانگی؟! دلتنگم...تاسرحد دیوانگی

برچسب: دلتنگی,دلتنگم,دلتنگي,دلتنگ,دلتنگتم,دلتنگ چت,دلتنگی مادر,دلتنگ پدر,دلتنگی شعر,دلتنگى, نویسنده: سارا اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 2:57

من اگه پسر بودم و به کسی درست به وسعتِ احساس خودم بر می خوردم حتما دست خودم رو می گرفتم و متن بهار رو با هم قدم می زدیم و براش می خوندم: ببین می خنده نیلوفر روی بام و در و ایوون... و لااقل یه دختر تو این جهان از هیچ چی نمی ترسید!... زن ها همیشه از همه چی می ترسن، از تنهایی، از دیروز، از امروز، از آینده، از نادیده گرفته شدن، از تکراری شدن، از پیر شدن، از دوست نداشته شدن،... و شماها برای گرفتن این ترس ها نه نیازی به پول دارید، نه باشگاه زیبایی اندام، نه موقعیت و نه قدرت، شما فقط باید حریم بین بازوهاتون راست بگه!، شما فقط باید دوست داشتن و موندن رو بلد باشید! اشتباهادامه مطلب

برچسب: اگه پسربودم, نویسنده: سارا اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 2:57

سرم درد میکنه ینی اینقدر درد میکنه که نمیشه نگم که درد میکنه! سردردی که وقتی میگیره کاسه ی چشمات انگار داره درمیاد ازجا،سرتو نمیتونی تکون بدی،تهوع میگیری از درد،قلمبه ی حجم درد رو حس میکنی که توی مایعی درون جمجمت شناوره و با کوچکترین حرکت اینور اونور میره...سردرد لعنتی

پ ن: امروز یکی بهم گفت نکنه دکتر قلابی هستی اینقد بی ذوقی؟ هیچی نگفتم نگاش کردم فقط...

پ ن۲:دیشب وسط آهنگ فو یهویی دلم خواست بگم دوست دارم:)

برچسب: نویسنده: سارا اکبری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 5:56

توی زندگی بلاخره یه شب به جایی میرسی که به همه ی کسایی که میخوان بدونن چرا گریه میکنی وچرا عصبی و کلافه و بی قرار و بی حوصله و تلخ و بهم ریخته ای باید بگی پریودم!هیچ جواب دیگه ای جواب نمیده،خودتونو ضایع نکنید فقط باید همه ی درداتو بپیچی توبقچه و به درد اونا گوش بدی و آرومشون کنی چون همیشه توهر وضع که باشی از تو داغونترن! پس از اولش خودتونو ضایع نکنید.پ ن: با وجب به وجب روح و تنم از خودم بدم میاد!

برچسب: name,meaning,m,gif,and justice for all,definition,meme,n,l,baby one more time, نویسنده: سارا اکبری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 5:56

من روی کمک خدا و اون عشقی که برخلاف همه ی حرفهای ناامیدکنندت هنوز توی چشمات هست حساب کردم،من یه دستمو به خدا، یه دستمو به اون عشقی که توچشمات هست میدم و چشامو میبندم و سه تایی باهم تورو آرزو میکنیم،حرفهای ناامید کنندت زورشون به ما سه نفر نمیرسه...من حتی به مادربزرگ سپردم برامون دعاکنه...حرفهای ناامیدکنندت هیچ خاصیتی ندارن جز اینکه مطمئن ترم میکنندبه اینکه نمیشه بدون تو ادامه داد....

برچسب: من و خدا و عشقم مریم,من و عشق و خدا,من خدا و عشقم زهره, نویسنده: سارا اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 6:43

نه مرا طاقت غربت، نه تورا خاطر قربت

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم...

برچسب: نه مرا طاقت غربت نه تورا خاطر قربت, نویسنده: سارا اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 0:43

نمیشه یه روز صبح یا بعدازظهر یا آخرشب...،نمیشه یه بار همون موقعی که دارم تصورت میکنم که الان خوابی یا بیداری یا بیرونی یا خونه ای یا داری مثلا چه آهنگی گوش میدی...،نمیشه یه باریهویی...؟!!

.

.

پ ن: دوست داشتن و باهم بودن خیلی هم به هم ربط دارن!

برچسب: نویسنده: سارا اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 0:43

صفحه بندی