
من اگه پسر بودم و به کسی درست به وسعتِ احساس خودم بر می خوردم حتما دست خودم رو می گرفتم و متن بهار رو با هم قدم می زدیم و براش می خوندم: ببین می خنده نیلوفر روی بام و در و ایوون... و لااقل یه دختر تو این جهان از هیچ چی نمی ترسید!... زن ها همیشه از همه چی می ترسن، از تنهایی، از دیروز، از امروز، از آینده، از نادیده گرفته شدن، از تکراری شدن، از پیر شدن، از دوست نداشته شدن،... و شماها برای گرفتن این ترس ها نه نیازی به پول دارید، نه باشگاه زیبایی اندام، نه موقعیت و نه قدرت، شما فقط باید حریم بین بازوهاتون راست بگه!، شما فقط باید دوست داشتن و موندن رو بلد باشید! اشتباه...
ادامه مطلب